نوای جنوب
    نگین جنوب
تاريخ انتشار: 10 آبان 1405 - 19:46
مدیر میانی که هنرش نان بریدن است

نوای جنوب:تخصص برخی مدیران میانی در تغییر زودهنگام مدیران عامل خلاصه شده است؛ صندلی مدیریت، قربانی بازی‌های پشت‌پرده؟

 





نوای جنوب:تخصص برخی مدیران میانی در تغییر زودهنگام مدیران عامل خلاصه شده است؛ صندلی مدیریت، قربانی بازی‌های پشت‌پرده؟

 

در یکی از مجموعه‌های پتروشیمی، ظاهراً ماجرا دیگر صرفاً به تولید، توسعه، بهره‌وری، افزایش ظرفیت عملیاتی و تحقق اهداف اقتصادی محدود نمی‌شود؛ بلکه در کنار مأموریت‌های اصلی صنعت، موضوع دیگری نیز به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شده است: نقش‌آفرینی برخی مدیران میانی در معادلات مدیریتی و تلاش برای تبدیل شدن به مدیرعامل سایه!

 

پرسش اینجاست؛ در مجموعه‌ای که باید تمام ظرفیت مدیریتی و تخصصی آن در خدمت تولید، اشتغال، توسعه صنعتی و صیانت از سرمایه‌های سهامداران باشد، چرا باید موضوع تغییر زودهنگام مدیران عامل تا این اندازه محل بحث و گمانه‌زنی باشد؟

 

مدیریت یک بنگاه بزرگ صنعتی، مسئولیتی مبتنی بر تخصص، تجربه، برنامه‌ریزی و پاسخ‌گویی است؛ نه جایگاهی برای آزمون و خطای مدیریتی و نه عرصه‌ای برای رقابت‌های درون‌سازمانی. با این حال، آنچه از برخی تحولات و حواشی مدیریتی چنین مجموعه‌هایی به چشم می‌آید، ضرورت بررسی جدی نقش و حدود اختیارات بعضی مدیران میانی در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری است.

 

مدیر میانی یا مدیرعامل سایه؟

 

در ساختار سازمانی هر مجموعه اقتصادی، مدیران میانی نقش مهمی در اجرای سیاست‌ها، هماهنگی بخش‌ها و پیشبرد برنامه‌های عملیاتی دارند. این جایگاه، هم مهم است و هم اثرگذار؛ اما اهمیت آن به معنای عبور از مرز اختیارات قانونی و سازمانی نیست.

 

مسئله از جایی آغاز می‌شود که مرز میان مدیریت اجرایی و اعمال نفوذ در عالی‌ترین سطح تصمیم‌گیری سازمانی مبهم شود. زمانی که به‌جای تقویت جایگاه مدیرعامل، نوعی مرکز قدرت موازی شکل بگیرد و تصمیم‌های کلان مجموعه تحت تأثیر مناسباتی قرار گیرد که نه شفاف هستند و نه لزوماً در برابر نتایج آن‌ها پاسخ‌گویی روشنی وجود دارد.

 

آیا قرار است مدیرعامل مسئولیت تمام تصمیم‌ها و پیامدهای عملکرد شرکت را برعهده داشته باشد، اما اختیار واقعی مدیریت در بخش‌هایی دیگر از سازمان متمرکز شود؟

 

اگر چنین وضعیتی وجود داشته باشد، باید پرسید مسئولیت‌پذیری در برابر عملکرد مجموعه دقیقاً بر عهده چه کسی است؟

 

تغییر زودهنگام مدیران عامل؛ اتفاقی که باید درباره آن پاسخ‌گو بود

 

یکی از موضوعاتی که در چنین شرایطی نمی‌توان از کنار آن به‌سادگی عبور کرد، تغییرات زودهنگام مدیران عامل است.

 

مدیرعامل یک مجموعه پتروشیمی برای شناخت ظرفیت‌های فنی، ارزیابی ساختار منابع انسانی، اصلاح فرآیندها، بررسی گلوگاه‌های تولید و اجرای برنامه‌های توسعه‌ای به زمان و ثبات مدیریتی نیاز دارد. هیچ برنامه راهبردی در فضای بی‌ثباتی دائمی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.

 

وقتی مدیرعامل پیش از آنکه فرصت کافی برای اجرای برنامه‌های خود پیدا کند، با تغییر و تحول مواجه می‌شود، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد: آیا تغییرات بر اساس ارزیابی مستند عملکرد و ضرورت‌های اقتصادی انجام می‌شوند یا عوامل دیگری نیز در این تصمیم‌ها نقش دارند؟

 

تغییر مدیرعامل حق قانونی و مدیریتی صاحبان صلاحیت است؛ اما این حق نباید به ابزاری برای بی‌ثبات کردن سازمان، تضعیف برنامه‌های توسعه‌ای یا شکل‌گیری مراکز قدرت غیررسمی تبدیل شود.

 

اگر مدیری در مدت کوتاهی تغییر می‌کند، باید دلایل این تصمیم برای سهامداران، کارکنان و ذی‌نفعان قابل توضیح باشد.

 

تخصص مدیریتی یا مهارت در جابه‌جایی مدیران؟

 

صنعت پتروشیمی به مدیرانی نیاز دارد که دانش فنی، شناخت اقتصادی، قدرت تصمیم‌گیری، توان مدیریت بحران و تجربه هدایت نیروی انسانی داشته باشند.

 

در چنین صنعتی، موفقیت مدیریتی را باید با شاخص‌هایی همچون پایداری تولید، کاهش توقف‌های عملیاتی، افزایش بهره‌وری، تحقق برنامه‌های توسعه‌ای، شفافیت مالی و رضایت سرمایه انسانی سنجید.

 

بنابراین، اگر در یک مجموعه این تصور شکل بگیرد که برخی مدیران میانی بیش از مأموریت تخصصی خود درگیر تغییر و جابه‌جایی مدیران ارشد هستند، این موضوع نیازمند بررسی دقیق و پاسخ‌گویی روشن است.

 

سؤال اساسی این است: خروجی مدیریتی این افراد در حوزه تخصصی خودشان چیست؟ چه میزان در افزایش تولید، کاهش هزینه‌ها، توسعه زیرساخت‌ها و ارتقای بهره‌وری نقش داشته‌اند؟ و مهم‌تر از همه، آیا عملکردشان با همان حساسیتی ارزیابی می‌شود که درباره مدیران عامل اعمال می‌شود؟

 

نمی‌توان از یک مدیرعامل انتظار پاسخ‌گویی کامل داشت، اما عملکرد مدیرانی را که در فرآیندهای تصمیم‌سازی و اداره مجموعه نقش مؤثر دارند، خارج از دایره ارزیابی قرار داد.

 

قربانی اصلی این بازی‌ها چه کسانی هستند؟

 

در میان تمام این تحولات، نباید فراموش کرد که نخستین آسیب بی‌ثباتی مدیریتی متوجه بدنه کارشناسی، کارکنان، نیروهای عملیاتی و سرمایه انسانی مجموعه خواهد بود.

 

کارمندی که هر روز با دغدغه تولید، ایمنی، تعمیرات و استمرار فعالیت واحدهای صنعتی سروکار دارد، نباید قربانی تغییر مداوم سیاست‌ها و اختلافات مدیریتی شود.

 

پتروشیمی یک مجموعه شخصی یا ملک اختصاصی هیچ مدیر و مسئولی نیست؛ سرمایه‌ای اقتصادی و صنعتی است که منافع آن باید در خدمت سهامداران، کارکنان، منطقه میزبان و اقتصاد کشور قرار گیرد.

 

در چنین شرایطی، تداوم تغییرات مدیریتی بدون ارائه توضیحات روشن، می‌تواند اعتماد سازمانی را تضعیف کند، انگیزه مدیران متخصص را کاهش دهد و مسیر اجرای برنامه‌های بلندمدت را با اختلال مواجه سازد.

 

مطالبه‌ای روشن از هلدینگ و اعضای هیئت‌مدیره

 

اکنون انتظار می‌رود هلدینگ بالادستی و اعضای هیئت‌مدیره با نگاهی دقیق و بدون ملاحظه‌کاری، وضعیت ساختار مدیریتی این مجموعه را بررسی کنند.

 

این بررسی باید چند محور مشخص داشته باشد:

 

۱. بررسی دلایل تغییرات زودهنگام مدیران عامل و میزان انطباق آن‌ها با شاخص‌های واقعی عملکرد.

 

۲. شفاف‌سازی حدود اختیارات مدیران میانی و جلوگیری از شکل‌گیری مراکز تصمیم‌گیری موازی.

 

۳. ارزیابی عملکرد مدیران بر اساس خروجی تخصصی، بهره‌وری و دستاوردهای قابل اندازه‌گیری.

 

۴. بررسی میزان ثبات مدیریتی و تأثیر تغییرات پی‌درپی بر برنامه‌های تولیدی و توسعه‌ای.

 

۵. صیانت از استقلال حرفه‌ای مدیرعامل و جلوگیری از هرگونه مداخله خارج از چارچوب اختیارات سازمانی.

 

کلام آخر؛ پتروشیمی جایگاه رقابت‌های مدیریتی نیست!

 

صنعت پتروشیمی امروز بیش از هر زمان دیگری به ثبات، تخصص، شفافیت و مدیریت مقتدرانه نیاز دارد. در شرایطی که رقابت در بازارهای جهانی، محدودیت‌های اقتصادی، تأمین خوراک، هزینه‌های تولید و ضرورت توسعه زیرساخت‌ها، تصمیم‌گیری‌های دقیق و بلندمدت را طلب می‌کند، گرفتار شدن مجموعه در حواشی مدیریتی، هزینه‌ای است که نباید بر دوش صنعت و نیروی انسانی آن گذاشته شود.

 

اگر مدیری میانی توانمند است، باید توانمندی خود را در میدان تخصص، تولید، بهره‌وری و حل مشکلات مجموعه نشان دهد؛ نه اینکه اعتبار مدیریتی خود را با میزان اثرگذاری بر تغییر مدیران عامل تعریف کند.

 

مدیرعامل باید مدیرعامل باشد، نه عنوانی تشریفاتی در کنار یک ساختار قدرت غیررسمی!

 

و در نهایت، یک مطالبه جدی همچنان پابرجاست: هلدینگ مربوطه باید به این پرسش پاسخ دهد که در این پتروشیمی، چه کسی واقعاً مسئول اداره مجموعه است؟ مدیرعامل منصوب‌شده یا مدیری که عنوان رسمی مدیرعاملی ندارد، اما درباره حدود نقش و میزان نفوذش پرسش‌های جدی مطرح شده است؟

 

پتروشیمی محل آزمون قدرت‌طلبی‌های سازمانی نیست؛ محل تولید ثروت ملی، اشتغال پایدار و صیانت از سرمایه‌های کشور است.

 

زمان آن رسیده که به‌جای تغییر مدیران، عملکردها تغییر کند؛ به‌جای رقابت برای تصاحب قدرت، رقابتی واقعی برای تولید، توسعه و سربلندی صنعت شکل بگیرد.



کانال خبری نوای جنوب


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

کد امنيتي: [تغيير کد]

اخبار استان بوشهر

اخبار استان فارس

اخبار ورزشی

پربازدیدترین اخبار