
نوای جنوب:هشدار به برخی مدیران عامل و مدیران میانی در عسلویه؛ سهم بومیان را قربانی نکنیدمطالبه شفافیت و عدالت در انتصابات و اشتغال؛ سکوت جامعه محلی همیشگی نیست

نوای جنوب:هشدار به برخی مدیران عامل و مدیران میانی در عسلویه؛ سهم بومیان را قربانی نکنیدمطالبه شفافیت و عدالت در انتصابات و اشتغال؛ سکوت جامعه محلی همیشگی نیست
عسلویه سالهاست یکی از مهمترین کانونهای صنعتی و اقتصادی کشور است؛ منطقهای که بخش بزرگی از ثروت و ظرفیت صنعتی ایران در آن متمرکز شده و هزاران نیروی انسانی در مجموعههای نفت، گاز و پتروشیمی آن فعالیت میکنند.
اما در کنار این تصویر بزرگ صنعتی، یک مطالبه قدیمی و جدی نیز وجود دارد: سهم مردم بومی از فرصتهای شغلی، مدیریتی و اقتصادی منطقه.
مطالبهای که نمیتوان آن را نادیده گرفت و نمیتوان با وعدههای تکراری به حاشیه راند.
امروز لازم است خطاب به برخی مدیران عامل و مدیران میانی مجموعههای صنعتی منطقه، با صراحت گفته شود: دوران تصمیمگیریهای پشت درهای بسته و بیتوجهی به مطالبات نیروی انسانی بومی باید پایان یابد.
اگر در یک مجموعه صنعتی، شایستگی و تخصص معیار انتخاب است، باید این معیار برای همه یکسان باشد. اگر قرار است فرصت شغلی یا مدیریتی ایجاد شود، فرایند انتخاب باید شفاف، قابل دفاع و مبتنی بر ضابطه باشد؛ نه متأثر از روابط، فشارها یا حذف نیروهای توانمند محلی.
«نانبری» از نیروهای بومی؛ ادعایی که باید بررسی شود
در فضای رسانهای و اجتماعی منطقه، گاه ادعاهایی درباره کنار گذاشته شدن نیروهای بومی، محدود شدن فرصتهای آنان یا ترجیح دادن نیروهای غیربومی در برخی موقعیتها مطرح میشود.
این ادعاها، در هر مورد مشخص، باید با اسناد و شواهد قابل بررسی ارزیابی شوند؛ اما اصل مطالبه را نمیتوان نادیده گرفت.
چرا باید نیروی جوان و متخصص یک استان صنعتی، برای پیدا کردن فرصت شغلی متناسب با تخصص خود مجبور باشد از منطقهای که سالها میزبان بزرگترین پروژههای صنعتی کشور بوده، خارج شود؟
چرا فردی که تحصیلات، تجربه و توانایی لازم را دارد، نباید صرفاً به دلیل بومی بودن یا نبودن رابطه مناسب، فرصت برابر برای حضور در یک مجموعه صنعتی داشته باشد؟
بومیگرایی به معنای کنار گذاشتن شایستهسالاری نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصت برابر برای نیروهای توانمند همان منطقه است.
این دو مفهوم نهتنها در تضاد نیستند، بلکه میتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
مدیران؛ امانتدار فرصتهای عمومی
مدیریت در صنعت، صرفاً اداره یک شرکت و امضای چند نامه اداری نیست.
مدیرعامل و مدیران میانی، درباره فرصتهایی تصمیم میگیرند که مستقیماً بر زندگی خانوادهها، آینده جوانان و وضعیت اقتصادی یک منطقه اثر میگذارد.
بنابراین هر تصمیم استخدامی، هر انتصاب و هر جابهجایی نیروی انسانی، باید در برابر یک پرسش ساده قابل دفاع باشد:
آیا این تصمیم بر اساس شایستگی، نیاز سازمان و ضوابط گرفته شده است؟
اگر پاسخ مثبت است، شفافیت میتواند از تصمیم دفاع کند.
اما اگر پاسخ روشن نباشد، طبیعی است که افکار عمومی درباره آن سؤال داشته باشد.
زیر سؤال بردن نیروهای بومی؛ خط قرمز جامعه محلی
یکی از مسائلی که حساسیت زیادی ایجاد میکند، برخورد نامناسب با نیروهای بومی متخصص و تلاش برای تضعیف جایگاه حرفهای آنان است.
اگر مدیری نسبت به عملکرد یک نیروی بومی ایراد دارد، راه درست، ارزیابی حرفهای و مستند است؛ نه تخریب شخصیت، حذف غیرشفاف یا ایجاد مانع در مسیر شغلی.
اختلاف مدیریتی باید در چارچوب حرفهای حل شود، نه از طریق فشار و حذف.
نیروی بومی نیز مانند هر نیروی دیگری باید پاسخگوی عملکرد خود باشد؛ اما همانطور که هیچ فردی نباید صرفاً به دلیل بومی بودن امتیاز غیرمنطقی بگیرد، هیچ فردی نیز نباید صرفاً به دلیل بومی بودن با مانع یا تبعیض مواجه شود.
عسلویه به مدیران پاسخگو نیاز دارد
عسلویه امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت حرفهای، شفاف و پاسخگو نیاز دارد.
مدیری که بداند تصمیمهایش زیر ذرهبین افکار عمومی قرار دارد و هرچه شفافتر عمل کند، اعتماد بیشتری به مجموعه تحت مدیریت او شکل خواهد گرفت.
پاسخگویی، تهدید نیست.
رسانهای شدن مطالبات نیز نباید تهدید تلقی شود.
رسانه، زمانی که مستند و مسئولانه عمل کند، ابزار مطالبهگری عمومی است.
از همین رو، اگر درباره عملکرد مدیری، نحوه جذب نیرو، انتصابات یا برخورد با کارکنان بومی ادعاهایی مطرح است، راه حل حذف صداها نیست؛ راه حل، ارائه توضیح شفاف و مستند است.
هشدار جدی، اما در چارچوب قانون
پیام روشن است:
اگر در هر مجموعهای تخلف یا تبعیضی رخ میدهد، مستندات آن باید جمعآوری و از مسیرهای قانونی و رسانهای مسئولانه پیگیری شود.
اگر تصمیمی درست است، مدیران میتوانند درباره مبنای آن توضیح دهند.
و اگر تصمیمی قابل دفاع نیست، طبیعی است که مطالبه عمومی برای شفافسازی شکل بگیرد.
بنابراین خطاب به مدیرانی که ممکن است درباره عملکرد آنان چنین انتقاداتی مطرح شده باشد، باید گفت:
نیروهای بومی را نادیده نگیرید. مطالبات آنان را کوچک نشمارید. شایستگی را قربانی روابط نکنید و تصور نکنید مسائل مربوط به اشتغال و مدیریت در منطقه برای همیشه پشت درهای بسته باقی خواهد ماند.
هر ادعای مشخصی درباره «نانبری»، «زیرآبزنی»، تبعیض یا حذف نیروهای بومی، در صورت وجود مستندات، باید با حفظ حقوق همه طرفها بررسی و در چارچوب قانون و اصول حرفهای اطلاعرسانی شود.
عسلویه متعلق به یک گروه خاص نیست.
این منطقه با سرمایههای ملی ساخته شده و مردم محلی نیز حق دارند درباره فرصتهایی که در محل زندگیشان ایجاد میشود، شفافیت، عدالت و پاسخگویی مطالبه کنند.
سکوت، راهحل نیست
امروز شاید بهترین زمان برای آن باشد که مدیران مجموعههای صنعتی منطقه پیش از آنکه اختلافات به بحرانهای رسانهای تبدیل شود، با گفتوگو، شفافیت و اصلاح رویههای احتمالی، اعتماد از دسترفته را بازسازی کنند.
هیچ مدیری از پاسخگویی کوچک نمیشود.
برعکس؛ مدیری که بتواند درباره تصمیمهای خود با سند و منطق توضیح دهد، نشان داده است که نسبت به جایگاه و مسئولیتی که بر عهده گرفته، احساس تعهد دارد.
هشدار اصلی این است: فرصتهای بومیان را جدی بگیرید، صدای نیروهای متخصص منطقه را بشنوید و اجازه ندهید شائبه تبعیض و حذف، سرمایه اجتماعی مجموعههای صنعتی را فرسوده کند.
و اگر ادعایی درباره عملکرد یک مدیر وجود دارد، مسیر درست روشن است:
مستندات جمعآوری شود، ادعاها قابل راستیآزمایی باشند و موضوع از مسیرهای قانونی و رسانههای مسئول پیگیری شود.
زیرا عسلویه دیگر فقط یک منطقه صنعتی نیست؛ یکی از مهمترین ویترینهای مدیریت صنعتی کشور است و نحوه برخورد با نیروی انسانی بومی، بخشی از کارنامه همین مدیریت خواهد بود.