کد خبر: 51574 ، سرويس: عسلویه انرژی
تاريخ انتشار: 27 شهريور 1405 - 17:32
آفتهای صنعت پتروشیمی:
حسادت، تخریب و زیراب‌زنی؛ حربه ترکیبی محافل پیمانکاری ثروت علیه مدیران موفق و مستقل

مدیر موفق، برای کسانی که سال‌ها بقای خود را در مناسبات غیرشفاف، روابط پشت‌پرده و امتیازهای انحصاری جست‌وجو کرده‌اند، صرفاً یک رقیب نیست؛ بلکه می‌تواند نمادی از تغییر قواعد بازی باشد





نوای جنوب:در هر عرصه‌ای که «موفقیت» کمیاب و «منافع» فراوان باشد، دیر یا زود رقابت از مسیر طبیعی خود خارج می‌شود. آنجا که شایستگی، کارنامه و توان مدیریتی نتواند رقیبی را کنار بزند، برخی محافل به ابزارهایی متوسل می‌شوند که نه در میدان کار و تخصص، بلکه در تاریکی حاشیه‌ها و پشت درهای بسته شکل می‌گیرد؛ حسادت، تخریب، شایعه‌سازی و زیراب‌زنی.

 

مدیر موفق، برای کسانی که سال‌ها بقای خود را در مناسبات غیرشفاف، روابط پشت‌پرده و امتیازهای انحصاری جست‌وجو کرده‌اند، صرفاً یک رقیب نیست؛ بلکه می‌تواند نمادی از تغییر قواعد بازی باشد. مدیری که به جای تکیه بر حلقه‌های قدرت، بر عملکرد، شفافیت، تخصص و نتیجه تکیه می‌کند، ناخواسته منافع کسانی را به چالش می‌کشد که از استمرار وضع موجود سود می‌برند.

 

از همین‌جا، پروژه تخریب آغاز می‌شود.

 

هنگامی که کارنامه پاسخ ندارد، حاشیه ساخته می‌شود

 

نخستین نشانه این تقابل، معمولاً تغییر زمین بازی است. وقتی رقیب نمی‌تواند در میدان عملکرد، دستاوردی هم‌سنگ ارائه کند، تلاش می‌کند اصل میدان را تغییر دهد.

 

به جای پرسش از میزان بهره‌وری، درباره روابط سخن گفته می‌شود؛

به جای بررسی پروژه‌ها، شایعه جایگزین گزارش می‌شود؛

به جای نقد تصمیمات مدیریتی، شخصیت مدیر هدف قرار می‌گیرد؛

و به جای رقابت بر سر آینده، گذشته‌ای مبهم و روایت‌هایی بی‌پایه ساخته می‌شود.

 

این همان نقطه‌ای است که نقد حرفه‌ای جای خود را به تخریب سازمان‌یافته می‌دهد.

 

نقد، از دل مستندات بیرون می‌آید و امکان پاسخ دارد؛ تخریب اما بیش از آنکه به حقیقت وابسته باشد، به تکرار وابسته است. شایعه اگر بارها شنیده شود، برای ذهن‌های سطحی گاه جای واقعیت می‌نشیند؛ حتی اگر هیچ سندی پشت آن نباشد.

 

ثروت، پیمانکاری و وسوسه حفظ منافع

 

در برخی محیط‌های اقتصادی، شبکه‌هایی از منافع شکل می‌گیرد که طی سالیان متمادی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. در چنین ساختاری، استقلال مدیریتی می‌تواند برای بخشی از ذی‌نفعان خوشایند نباشد؛ زیرا مدیر مستقل الزاماً حاضر نیست تصمیمات خود را با منافع گروه‌های خاص تنظیم کند.

 

مدیری که قراردادها را بر اساس ضابطه می‌بیند، نه رابطه؛

منابع سازمان را ملک شخصی نمی‌پندارد؛

در برابر فشارهای بیرونی عقب‌نشینی نمی‌کند؛

و منافع مجموعه را بر منافع حلقه‌های پیرامونی مقدم می‌داند،

 

طبیعی است که برای برخی، «سخت» و حتی «نامطلوب» باشد.

 

در چنین شرایطی، ممکن است افرادی که در برابر یک مدیریت مستقل قدرت تأثیرگذاری مستقیم ندارند، به ابزارهای غیرمستقیم روی بیاورند؛ از شایعه و فضاسازی گرفته تا ایجاد اختلاف، تخریب اعتبار حرفه‌ای و تلاش برای قرار دادن مدیر در موضع دفاع دائمی.

 

هدف همیشه برکناری مستقیم نیست؛ گاهی کافی است مدیر را آن‌قدر درگیر حاشیه کنند که فرصت و تمرکز لازم برای ادامه مسیر را از دست بدهد.

 

خطرناک‌ترین مرحله؛ ائتلاف منافع

 

اما زمانی که تخریب فردی با منافع اقتصادی گره بخورد، مسئله از یک اختلاف ساده فراتر می‌رود.

 

ممکن است میان بخشی از صاحبان منافع اقتصادی و مدیرانی که استمرار شرایط موجود برایشان مطلوب است، نوعی هم‌جهتی شکل بگیرد. در این وضعیت، هرکس نقشی پیدا می‌کند: یکی روایت می‌سازد، دیگری آن را منتشر می‌کند، شخصی دیگر آن را به یک «خبر» تبدیل می‌کند و فردی دیگر از آن برای اعمال فشار استفاده می‌کند.

 

در ظاهر، اتفاقات پراکنده‌اند؛ اما در عمل، همه در یک جهت حرکت می‌کنند.

 

این همان حربه ترکیبی است:

تخریب اعتبار، ایجاد بی‌اعتمادی، فرسایش روانی، بزرگ‌نمایی خطاهای کوچک، پنهان کردن دستاوردها و تبدیل هر تصمیم مدیریتی به موضوعی برای حاشیه‌سازی.

 

مدیری که با این وضعیت مواجه است، اگر بخواهد به تک‌تک شایعات پاسخ دهد، ممکن است ناخواسته وارد زمینی شود که دیگران برای او طراحی کرده‌اند.

 

مدیر مستقل، با کارنامه پاسخ می‌دهد

 

تاریخ مدیریت نشان داده است که در نهایت، هیاهو عمر محدودی دارد اما کارنامه باقی می‌ماند.

 

ممکن است شایعه‌ای چند روز، چند هفته یا حتی چند ماه فضای عمومی را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما پروژه‌ای که به نتیجه رسیده، سازمانی که بهبود یافته، منابعی که درست مصرف شده و اعتماد ذی‌نفعانی که به دست آمده است، واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان برای همیشه پشت پرده پنهانشان کرد.

 

مدیر مستقل بیش از هر چیز باید به یک اصل وفادار بماند:

 

پاسخ اصلی، عملکرد است.

 

نه به این معنا که هر اتهامی را باید نادیده گرفت؛ بلکه به این معنا که نباید اجازه داد حاشیه، جای متن را بگیرد.

 

شفافیت، مستندسازی تصمیمات، ارائه گزارش‌های دقیق، رعایت ضوابط و حفظ آرامش در برابر فشارها، قدرتمندترین سپر در برابر فضاسازی است.

 

چرا مدیران موفق بیشتر هدف قرار می‌گیرند؟

 

موفقیت، همیشه با تشویق همراه نیست.

 

گاهی موفقیت یک نفر، برای دیگری یادآور ناکامی خویش است. گاهی پیشرفت یک مجموعه، منافع کسانی را که از رکود آن سود می‌بردند به خطر می‌اندازد. و گاهی استقلال یک مدیر، برای کسانی که به وابستگی عادت کرده‌اند، به‌منزله تهدید تلقی می‌شود.

 

به همین دلیل، در برخی محیط‌ها هرچه مدیری جدی‌تر، مستقل‌تر و نتیجه‌گرا‌تر باشد، احتمال مواجهه او با مقاومت‌های پنهان نیز بیشتر می‌شود.

 

اما تفاوت مدیر حرفه‌ای با مدیر وابسته دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود: مدیر حرفه‌ای مسیر خود را با واکنش دیگران تنظیم نمی‌کند.

 

او می‌داند که اگر قرار باشد هر تصمیم درست را به دلیل احتمال اعتراض گروهی کنار بگذارد، دیگر چیزی به نام مدیریت مستقل باقی نمی‌ماند.

 

سکوت همیشه ضعف نیست

 

یکی از خطاهای رایج در مواجهه با تخریب، واکنش هیجانی است.

 

هر حمله‌ای نیازمند پاسخ فوری نیست. گاهی سکوت، نشانه ناتوانی نیست؛ نشانه آن است که فرد ارزش و جایگاه خود را آن‌قدر می‌شناسد که حاضر نیست وارد هر مجادله‌ای شود.

 

البته سکوت زمانی ارزشمند است که با شفافیت، سند و عملکرد همراه باشد. سکوت بدون پشتوانه ممکن است به ابهام منجر شود؛ اما سکوت مدیری که کارنامه‌اش روشن است، می‌تواند نوعی اقتدار باشد.

 

چرا که در نهایت، تاریخ سازمان‌ها را نه بلندترین صداها، بلکه واقعیت‌های قابل اندازه‌گیری می‌نویسند.

 

پایان بازی؛ زمان داور بی‌طرف

 

محافل قدرت ممکن است روایت بسازند، اما نمی‌توانند تا ابد واقعیت را مهندسی کنند.

 

هر پروژه‌ای روزی به نتیجه می‌رسد.

هر تصمیمی آثار خود را نشان می‌دهد.

هر قرارداد، هر هزینه و هر دستاوردی قابل بررسی است.

و هر مدیری، دیر یا زود، در برابر کارنامه خویش قرار می‌گیرد.

 

در چنین شرایطی، بهترین پاسخ به تخریب، تبدیل شدن به نسخه دیگری از تخریب‌گران نیست. مدیریت مستقل نباید برای مقابله با حاشیه، خود گرفتار حاشیه شود.

 

آنچه یک مدیر را ماندگار می‌کند، تعداد دشمنانش نیست؛ کیفیت کارنامه‌ای است که پس از عبور از هیاهو باقی می‌ماند.

 

شاید حسادت بتواند موفقیت را برای مدتی زیر غبار شایعه پنهان کند، شاید تخریب بتواند افکار عمومی را برای مدتی سردرگم سازد و شاید شبکه‌های منافع بتوانند مسیر تصمیم‌گیری را دشوار کنند؛ اما هیچ‌یک نمی‌توانند برای همیشه حقیقت عملکرد را حذف کنند.

 

در نهایت، میان مدیری که بر «رابطه» تکیه کرده و مدیری که بر «نتیجه» ایستاده است، زمان داوری خواهد کرد.

 

و زمان، برخلاف محافل پشت‌پرده، اهل معامله نیست.

لينک خبر:
https://www.navajonob.ir/fa/posts/51574