کد خبر: 51564 ، سرويس: مقالات
تاريخ انتشار: 24 شهريور 1405 - 16:06
چرا اهمیت استراتژیک تنگه هرمز از بین نمی‌رود؟

نوای جنوب:محمد ابراهیم یاوری/ کارشناس ارشد حوزه اقتصادی





نوای جنوب:محمد ابراهیم یاوری/ کارشناس ارشد حوزه اقتصادی

پیش از آغاز این جنگ و درگیری نظامی، به‌طور میانگین روزانه حدود ۱۵ تا ۱۷ میلیون بشکه نفت خام و با احتساب فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع‌شده (LNG)، در مجموع حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این مقدار معادل حدود ۲۰ درصد از کل مصرف نفت و انرژی مایع در سطح جهان بود.
پیش از آغاز این جنگ و درگیری نظامی، به‌طور میانگین روزانه حدود ۱۵ تا ۱۷ میلیون بشکه نفت خام و با احتساب فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع‌شده (LNG)، در مجموع حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این مقدار معادل حدود ۲۰ درصد از کل مصرف نفت و انرژی مایع در سطح جهان بود.

با توجه به بی‌ثباتی سیاسی و نظامی در منطقه، درگیری‌های مقطعی نظامی و غیرنظامی در سال‌های گذشته و به جهت بن‌بست‌های مداوم دریایی و همچنین ریسک‌های ژئوپلیتیک، کشورهای حوزه خلیج فارس از سال‌ها قبل پروژه‌های عظیمی را برای ایجاد مسیرهای جایگزین و دور زدن تنگه هرمز فعال کرده‌اند یا در دست توسعه دارند که در ادامه به چند پروژه مهم از این دست اشاره می‌کنیم.

مهم‌ترین پروژه‌های خطوط لوله و پایانه‌های جایگزین فعال و در حال ساخت
۱.خط لوله شرق ـ غرب عربستان؛ پترولاین

ظرفیت:حدود ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز.
مسیر:نفت را از میدان‌های شرقی عربستان در خلیج فارس به بندر «ینبع» در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند.

این خط لوله یکی از کلیدی‌ترین مسیرهای جایگزین فعلی منطقه است، اما نفت پس از رسیدن به دریای سرخ همچنان باید با نفت‌کش حمل شود که با ریسک‌های امنیتی دیگری در آن منطقه مواجه است.

۲.خط لوله حبشان ـ فجیره؛ امارات متحده عربی
ظرفیت:حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز.
مسیر:نفت ابوظبی را از طریق زمینی به بندر «فجیره» در ساحل دریای عمان، خارج از تنگه هرمز، می‌رساند.

امارات در حال شتاب‌بخشی به ساخت خط لوله دوم است تا ظرفیت صادرات خود را از فجیره دو برابر کند. همچنین پروژه‌های توسعه بندر چندمنظوره و توسعه پایانه توسط DP World برای کالاهای غیرنفتی در فجیره کلید خورده است.

فجیره در حال حاضر سومین هاب بزرگ ذخیره‌سازی نفت خام و فرآورده‌های پالایشی در جهان است. ظرفیت مخازن ذخیره‌سازی مستقل آن از مرز ۱۴ میلیون مترمکعب عبور کرده است.

شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) در پاسخ به ناامنی‌های دریایی، پروژه فاز دوم خط لوله انتقال نفت حبشان به فجیره را سرعت بخشیده است. این خط لوله ۴۸ اینچی که پیش از این ظرفیت انتقال ۱.۵ میلیون بشکه در روز را داشت، با اجرای زیرساخت‌های جدید به ظرفیت هدف سه میلیون بشکه در روز نزدیک می‌شود تا بخش بزرگ‌تری از تولید نفت امارات کاملاً مستقل از تنگه هرمز صادر شود.

۳.خط لوله کرکوک ـ جیهان؛ عراق به ترکیه
ظرفیت:در حال حاضر حدود ۱۷۰ تا ۲۵۰ هزار بشکه در روز.
مسیر:نفت شمال عراق، به‌ویژه اقلیم کردستان، را به بندر جیهان ترکیه در دریای مدیترانه منتقل می‌کند.

این مسیر پس از مدتی تعطیلی مجدداً راه‌اندازی شد، اما برای کل صادرات عراق، به‌ویژه بخش جنوبی بصره، ظرفیت بسیار محدودی دارد.

با این حال، تحلیلگران انرژی تاکید می‌کنند که ظرفیت خطوط لوله فعلی به هیچ وجه نمی‌تواند حجم عظیم بار عبوری از هرمز را به‌طور کامل جبران کند.

اگرچه این طرح‌ها و پروژه‌ها قطعاً می‌توانند در میزان اهمیت تنگه هرمز تاثیرگذار باشند، اما اگر فرضیات پنهان این درگیری‌های نظامی در منطقه را که بی‌ربط با موضوعات زیر نیست، در نظر بگیریم، مسئله ابعاد دیگری پیدا می‌کند:
جایگاه چین برای اقتصاد آمریکا
جلوه‌گری اقتصاد هند در صحنه بین‌المللی به عنوان «چین جدید»
کنترل اروپا و خارج کردن آن به عنوان سرفصل هزینه برای اقتصاد آمریکا و به منظور اعمال حاکمیت سیاسی پررنگ‌تر در این قاره.
تعیین تکلیف منطقه غرب آسیا به جهت سیاسی و نظامی
با توجه به این ملاحظات، می‌توان به این نتیجه رسید که از دست رفتن اهمیت استراتژیک تنگه هرمز نه از جهت فنی قابل وقوع است و نه از جهت منافع سیاسی و اقتصادی حاکمان بر آن. چرا که تنگه هرمز محل تردد بسیاری از کالاهایی است که برای کشورهای خارج از منطقه صادر می‌شوند و بسیاری از کالاهای مورد نیاز کشورهای منطقه نیز از طریق آن وارد می‌شوند.

چرا خطوط لوله نمی‌توانند جایگزین کامل تنگه هرمز باشند؟
۱.عدم امکان انتقال گاز مایع
کشورهایی مانند قطر که از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان هستند، هیچ خط لوله‌ای برای صادرات گاز مایع به آسیا ندارند و کاملاً به مسیر دریایی هرمز وابسته‌اند.

۲.محدودیت در جابه‌جایی کالاهای تجاری و پتروشیمی
بخش قابل توجهی از کالاهای منطقه، از جمله گوگرد، هلیوم و محصولات پتروشیمی، فقط با کشتی جابه‌جا می‌شوند و خطوط لوله کارایی برای انتقال آنها ندارند.

۳.آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها
خطوط زمینی به طول صدها کیلومتر در برابر حملات پهپادی یا خرابکاری‌ها آسیب‌پذیر هستند و حفاظت از آنها در تمام طول مسیر بسیار دشوار است.

در عین حال، پروژه‌های ریلی جدید عربستان و ترکیه برای حمل کالا نیز قابل توجه هستند، اما چون هزینه این مدل حمل‌ونقل و ظرفیت روزانه آن قابل مقایسه با تانکرهای عبوری از تنگه هرمز نیست، اصولاً این مسیر نیز نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای حجم تجارت عبوری از هرمز باشد.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیک تنگه هرمز عملاً از بین نخواهد رفت؛ هرچند وزن و قدرت مطلق آن در حوزه «صادرات نفت خام» تا حدی تعدیل و نسبت به گذشته کمتر خواهد شد.

در این میان، مقامات آمریکایی مدعی هستند که با تکمیل پروژه‌های جدید ظرف چند سال آینده، تنگه هرمز عملاً به «یک پهنه آبی معمولی» تبدیل خواهد شد. اما کارشناسان ارشد انرژی، تحلیلگران موسسه کپلر و نهادهای بین‌المللی مانند آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) با این ادعا کاملاً مخالفند.

دلایل کلیدی که نشان می‌دهد چرا تنگه هرمز حتی پس از اجرای تمام خطوط لوله تا سال ۲۰۳۰ همچنان حیاتی باقی می‌ماند:

۱.بن‌بست صادرات گاز طبیعی مایع‌شده (LNG)
برخلاف نفت، حجم عظیمی از گاز طبیعی که از خلیج فارس صادر می‌شود را نمی‌توان به راحتی با خطوط لوله خشکی منتقل کرد.

کشور قطر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گاز مایع (LNG) جهان، ۱۰۰ درصد به تنگه هرمز وابسته است.

هیچ خط لوله جایگزینی برای کشتی‌های غول‌پیکر حمل LNG قطر وجود ندارد و هرگونه اختلال در هرمز، بازار گاز اروپا و آسیا را فوراً تحت تاثیر قرار خواهد داد.

ضمن اینکه با توسعه بخش استحصالی گاز ایران و پیوستن آن به بازارهای جهانی، این موضوع می‌تواند اهمیت تنگه هرمز را دوچندان کند.

۲.ناتوانی در انتقال کالاهای غیرنفتی و صنایع حیاتی
تنگه هرمز فقط شاهراه انرژی نیست، بلکه گلوگاه تجارت کالاهای استراتژیک نیز هست.

هلیوم:قطر ۳۵ درصد از هلیوم جهان را تامین می‌کند؛ ماده‌ای حیاتی برای تجهیزات پزشکی MRI و ساخت نیمه‌رساناها که تماماً از مسیر هرمز عبور می‌کند.

محصولات پتروشیمی و کشاورزی:بیش از ۴۰ درصد گوگرد جهان و یک‌سوم اوره، یعنی کود شیمیایی مورد نیاز کشاورزی جهان، از این آبراه صادر می‌شود و خطوط لوله هرگز توانایی جابه‌جایی این کالاهای فله را ندارند.

۳.تضاد جغرافیایی با مشتریان اصلی؛ «مسیر اشتباه نفت»
بیش از ۸۰ درصد نفت خلیج فارس به مقصد کشورهای آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، بارگیری می‌شود.

ساخت خطوط لوله به سمت دریای سرخ، یعنی ینبع، یا مدیترانه، یعنی جیهان ترکیه، نفت را در جهت معکوس و به سمت غرب حرکت می‌دهد.

برای رساندن این نفت به آسیا، کشتی‌ها باید مسیر بسیار طولانی‌تر و پرهزینه‌تری را، مانند دور زدن قاره آفریقا، طی کنند که صرفه اقتصادی ندارد.

4.سقف محدود خطوط لوله در برابر حجم تولید و صادرات
طبق گزارش بانک سرمایه‌گذاری گلدمن ساکس، با تکمیل تمام ۷ پروژه خط لوله جایگزین تا پایان سال ۲۰۲۸، ظرفیت دور زدن هرمز به حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز، معادل ۶۰ درصد صادرات منطقه، می‌رسد.

این یعنی همچنان حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده نفتی در روز هیچ مسیری جز تنگه هرمز ندارند و کشورهایی مانند کویت، بحرین و بخش عمده‌ای از عراق کماکان وابستگی مطلق به این آبراه خواهند داشت.

با در نظر گرفتن مقایسه هزینه‌ها، احتمالاً این پروژه‌ها می‌توانند هزینه‌های تمام‌شده محصول را برای استفاده‌کنندگان افزایش دهند و قدرت رقابتی آنها را تضعیف کنند.

5.آسیب‌پذیری ذاتی خود خطوط لوله
انتقال ناامنی از دریا به خشکی، خطرات را از بین نمی‌برد.
تجربه نشان داده است که خطوط لوله چند هزار کیلومتری در بیابان‌ها به‌شدت آسیب‌پذیر هستند و تامین امنیت سرتاسری آنها بسیار دشوار است.

6.افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و بیمه کشتی‌ها
این موضوع به شدت وابسته به بحران در منطقه و تنگه هرمز است که امری کوتاه مدت است. هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه کشتی‌ها پس از ترک مخاصمه طرفین، بسیار متفاوت با نرخ‌های امروز خواهد بود.

بنابراین، توسعه خطوط لوله، پایانه‌ها و مسیرهای جایگزین در کشورهای حاشیه خلیج فارس بدون تردید می‌تواند بخشی از وابستگی نفت خام به تنگه هرمز را کاهش دهد.
لينک خبر:
https://www.navajonob.ir/fa/posts/51564