کد خبر: 51479 ، سرويس: عسلویه انرژی
تاريخ انتشار: 08 شهريور 1405 - 19:23
تخریب هدفمند ستونهای اقتصاد
معاند باج‌گیر فراری اینستاگرامی به تحریک کدام مافیای ثروت، مدیران متعهد و موفق پتروشیمی را تخریب می‌کند؟؛ هدف سوداگران عرصه صنعت از این تخریب چیست؟

ی، تحریم‌های ظالمانه، محدودیت‌های بین‌المللی و پیچیدگی‌های فراوان مدیریتی، همچنان به همت مدیران متخصص، نیروهای متعهد و بدنه توانمند خود مسیر تولید و توسعه را ادامه می‌دهد





نوای جنوب:در روزگاری که صنعت پتروشیمی ایران با وجود فشارهای سنگین اقتصادی، تحریم‌های ظالمانه، محدودیت‌های بین‌المللی و پیچیدگی‌های فراوان مدیریتی، همچنان به همت مدیران متخصص، نیروهای متعهد و بدنه توانمند خود مسیر تولید و توسعه را ادامه می‌دهد، جای تأمل دارد که چرا برخی جریان‌های رسانه‌ای خارج‌نشین و صفحات جنجال‌آفرین اینستاگرامی، به جای پرداختن به واقعیت‌های صنعت و انعکاس تلاش شبانه‌روزی مدیران و متخصصان ایرانی، تمام توان خود را بر تخریب چهره‌هایی متمرکز کرده‌اند که کارنامه آنها با پیشرفت، تولید، توسعه و حفظ منافع ملی گره خورده است؛ جریانی که بیش از آنکه دغدغه نقد و اصلاح داشته باشد، به نظر می‌رسد مأموریت خود را در ایجاد التهاب، بی‌اعتمادی و تخریب سرمایه‌های انسانی صنعت تعریف کرده است.

 

پرسش مهمی که امروز در ذهن بسیاری از فعالان اقتصادی و دلسوزان صنعت شکل گرفته این است که یک معاند فراری و فعال رسانه‌ای خارج‌نشین، با چه پشتوانه‌ای و به تحریک کدام شبکه ذی‌نفوذ و صاحبان منافع اقتصادی، مدیران متعهد و موفق صنعت پتروشیمی را هدف حملات مستمر قرار می‌دهد و اساساً چرا هرگاه مدیری با رویکردی مستقل، توسعه‌گرا و متعهدانه در مسیر اصلاح امور و پیشبرد پروژه‌های بزرگ گام برمی‌دارد، ناگهان ماشین تخریب رسانه‌ای علیه او فعال می‌شود؟

 

واقعیت آن است که صنعت پتروشیمی، عرصه‌ای معمولی و کم‌اهمیت نیست که بتوان از کنار منافع عظیم اقتصادی، رقابت‌های پیچیده و تلاش برخی جریان‌ها برای نفوذ در ساختارهای مدیریتی آن به سادگی عبور کرد. در چنین فضایی، طبیعی است مدیرانی که حاضر نیستند منافع ملی و سازمانی را قربانی خواسته‌های افراد و جریان‌های خاص کنند، برای برخی سوداگران و صاحبان منافع نامشروع به چهره‌هایی مزاحم تبدیل شوند؛ مدیرانی که شاید بزرگ‌ترین جرمشان این باشد که در برابر فشارها سر خم نمی‌کنند و حاضر نیستند مسیر اداره مجموعه‌های بزرگ صنعتی را مطابق خواسته مافیاهای قدرت و ثروت تنظیم کنند.

 

آنچه بیش از همه جای نگرانی دارد، تبدیل شدن برخی تریبون‌های خارج‌نشین و صفحات مجازی به ابزار فشار علیه مدیران صنعت است؛ تریبون‌هایی که با انتشار مطالب جهت‌دار، القای شبهه، بزرگ‌نمایی مسائل و حملات سازمان‌یافته به شخصیت افراد، تلاش می‌کنند فضای تصمیم‌گیری را ملتهب کنند و مدیرانی را که با تلاش و تخصص خود در مسیر توسعه کشور حرکت می‌کنند، در معرض هجمه‌های بی‌پایان قرار دهند. اینجاست که باید پرسید آیا واقعاً هدف، اصلاح امور است یا آنکه تخریب مدیران توانمند، مقدمه‌ای برای باز کردن راه نفوذ مجدد جریان‌هایی است که حضور مدیران مستقل را برنمی‌تابند؟

 

مدیران متعهد صنعت پتروشیمی سرمایه‌هایی نیستند که بتوان به آسانی از کنار تخریب و ترور رسانه‌ای آنها عبور کرد. سال‌ها تجربه، دانش مدیریتی، شناخت پیچیدگی‌های صنعت و توان هدایت مجموعه‌های بزرگ اقتصادی، سرمایه‌ای ارزشمند است که باید از آن حفاظت شود، نه اینکه هر روز قربانی موج‌سازی‌های هدفمند کسانی شود که نه مسئولیتی در قبال تولید دارند، نه پاسخگوی سرنوشت هزاران نیروی انسانی هستند و نه کوچک‌ترین هزینه‌ای بابت اختلال در روند توسعه صنعت پرداخت می‌کنند.

 

نکته قابل تأمل آنجاست که تخریب مدیران موفق، تنها حمله به یک فرد نیست؛ تخریب یک مدیر توانمند در واقع می‌تواند مقدمه‌ای برای ایجاد بی‌ثباتی در ساختار مدیریتی، تضعیف اعتماد در بدنه سازمان، کند کردن روند تصمیم‌گیری و فراهم کردن زمینه برای بازگشت همان سوداگرانی باشد که منافعشان در فضای مبهم و آشفته تأمین می‌شود. به همین دلیل است که هر حمله رسانه‌ای علیه مدیران موفق باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد و این پرسش جدی مطرح شود که چه کسانی از حذف، تضعیف یا تخریب این مدیران سود می‌برند؟

 

بی‌تردید نقد منصفانه و مطالبه‌گری مسئولانه حق رسانه و جامعه است، اما فاصله میان نقد با تخریب، فاصله‌ای بسیار روشن و قابل تشخیص است. نقد برای اصلاح می‌آید، اما تخریب برای حذف؛ نقد مستند سخن می‌گوید، اما تخریب با هیاهو و فضاسازی حرکت می‌کند؛ نقد به دنبال پاسخ است، اما تخریب پیشاپیش حکم صادر می‌کند و تلاش دارد پیش از روشن شدن حقیقت، شخصیت افراد را در افکار عمومی هدف قرار دهد. این تفاوتی است که امروز بیش از هر زمان دیگری باید مورد توجه قرار گیرد.

 

شاید برای برخی سوداگران عرصه صنعت، حضور مدیرانی که با رویکردی حرفه‌ای، شفاف و مستقل عمل می‌کنند، خوشایند نباشد؛ زیرا مدیریت کارآمد می‌تواند بسیاری از مسیرهای سودجویی و رانت‌طلبی را مسدود کند. مدیری که منافع مجموعه و کشور را بر روابط و فشارهای بیرونی ترجیح می‌دهد، طبیعتاً با مقاومت کسانی مواجه می‌شود که سال‌ها به دنبال تبدیل ظرفیت‌های عظیم صنعت به حیاط خلوت منافع شخصی خود بوده‌اند.

 

از همین رو، حملات پی‌درپی علیه مدیران موفق پتروشیمی را نمی‌توان صرفاً یک اتفاق ساده در فضای مجازی دانست. باید دید چه زمانی این حملات آغاز می‌شود، چه کسانی از آن استقبال می‌کنند، چه جریان‌هایی آن را بازنشر می‌دهند و در نهایت چه کسانی از تضعیف مدیران مستقل و توانمند سود خواهند برد. پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند بسیاری از واقعیت‌های پنهان پشت پرده جنگ‌های رسانه‌ای علیه صنعت را روشن کند.

 

امروز صنعت پتروشیمی ایران بیش از هر چیز به آرامش، ثبات مدیریتی، حمایت از مدیران متخصص و میدان دادن به نیروهای متعهد نیاز دارد، نه به جنجال‌سازی کسانی که از کیلومترها دورتر برای مدیران کشور نسخه می‌پیچند و همزمان با حملات هدفمند خود، فضای اعتماد و امید را هدف قرار می‌دهند. کسانی که واقعاً دل در گرو توسعه ایران دارند، باید بدانند تخریب بی‌دلیل مدیران موفق، در نهایت کمکی به اصلاح صنعت نخواهد کرد، بلکه تنها مسیر را برای سوداگرانی هموار می‌کند که از بی‌ثباتی و آشفتگی بیشترین بهره را می‌برند.

 

امروز پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ معاند باج‌گیر فراری اینستاگرامی به تحریک کدام مافیای ثروت و با هدف تأمین منافع چه جریان‌هایی، مدیران متعهد و موفق صنعت پتروشیمی را هدف قرار داده است؟ و آیا زمان آن نرسیده که به جای تکرار روایت‌های جهت‌دار و تخریب سرمایه‌های مدیریتی کشور، پشت پرده این هجمه‌ها و منافع پنهان سوداگرانی که از تضعیف صنعت ایران سود می‌برند، با دقت بیشتری مورد پرسش قرار گیرد؟

لينک خبر:
https://www.navajonob.ir/fa/posts/51479