
نوای جنوب:چرا قنبریان؟ چرا اکنون؟ و چه کسانی از ایجاد حاشیه پیرامون مدیریت پتروشیمی پردیس سود میبرند؟

نوای جنوب:در روزهایی که صنعت پتروشیمی کشور بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی متخصص، باتجربه، میداندیده و متعهد نیاز دارد، برخی تلاشها برای تخریب چهره مدیران موفق و ایجاد حاشیه پیرامون مجموعههای بزرگ صنعتی، پرسشهای جدی و قابل تأملی را در افکار عمومی ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که درباره پتروشیمی پردیس و مدیرعامل آن، مهندس عبدالرحیم قنبریان، بیش از پیش خودنمایی میکند.
چرا قنبریان؟ چرا اکنون؟ و چه کسانی از ایجاد حاشیه پیرامون مدیریت پتروشیمی پردیس سود میبرند؟
اینها پرسشهایی است که نمیتوان به سادگی از کنار آنها عبور کرد.
عبدالرحیم قنبریان از مدیران باسابقه صنعت پتروشیمی است که پیش از حضور در پتروشیمی پردیس، سابقه مدیریت در مجموعههایی همچون پتروشیمی جم، پتروشیمی شیراز و کیمیای پارس خاورمیانه و همچنین مسئولیت معاونت کسبوکار در پترول را در کارنامه خود داشته است؛ سوابقی که از تجربه او در حوزههای مختلف تولید، مدیریت، توسعه کسبوکار و بازار حکایت دارد. (پتروشیمی ها)
چنین کارنامهای را نمیتوان با چند مطلب بینامونشان و روایتهای غیرمستند زیر سؤال برد.
قنبریان؛ مدیری از جنس صنعت
مدیریت در صنعت پتروشیمی، عرصه آزمون و خطای مدیریتی نیست؛ صنعتی است که هر تصمیم آن میتواند بر تولید، صادرات، ارزآوری، سودآوری و آینده هزاران سهامدار و خانواده اثرگذار باشد.
در چنین صنعتی، مدیر باید هم زبان تولید را بداند، هم اقتصاد را، هم بازار را و هم پیچیدگیهای مدیریت نیروی انسانی را.
قنبریان از جمله مدیرانی است که سالها در متن صنعت پتروشیمی حضور داشته و تجربه مدیریت در چند مجموعه بزرگ را پشت سر گذاشته است. همین سابقه باعث شده حضور او در پتروشیمی پردیس صرفاً یک جابهجایی مدیریتی معمولی تلقی نشود، بلکه فرصتی برای استفاده از تجربه انباشته مدیریتی در یکی از مهمترین مجموعههای تولید اوره و آمونیاک کشور باشد.
از این منظر، قضاوت درباره یک مدیر باید بر مبنای عملکرد، تصمیمهای مدیریتی، شاخصهای تولید، وضعیت صادرات، بهرهوری و مسیر توسعه شرکت انجام شود؛ نه بر اساس موجهایی که در فضای مجازی شکل میگیرند.
وقتی تخریب جای نقد را میگیرد
نقد، لازمه پیشرفت هر سازمانی است.
هیچ مدیری نباید خود را فراتر از نقد بداند و هیچ مجموعهای نیز نباید در برابر پرسشهای کارشناسی مصون باشد.
اما میان نقد حرفهای و تخریب هدفمند فاصلهای بسیار عمیق وجود دارد.
نقد، سند میخواهد؛
تخریب، شایعه را کافی میداند.
نقد، پاسخ مشخص طلب میکند؛
تخریب، با تیترهای هیجانی افکار عمومی را هدف میگیرد.
نقد به دنبال اصلاح است؛
اما تخریب، گاه پیش از آنکه واقعیتی را بررسی کند، حکم خود را صادر کرده است.
در ماجرای اخیر نیز روابط عمومی پتروشیمی پردیس رسماً اعلام کرده صفحهای در شبکه اجتماعی ایکس که با نام و تصویر مهندس قنبریان فعالیت میکند، جعلی است و مطالب منتشرشده از سوی آن فاقد اعتبار است. این روابط عمومی همچنین تأکید کرده که قنبریان هیچ حساب رسمی و فعالی در شبکههای اجتماعی ندارد و اطلاعرسانی معتبر صرفاً از طریق کانالهای رسمی شرکت انجام میشود. (پتروشیمی ها)
این اطلاعیه البته یک پیام روشن برای رسانهها و افکار عمومی دارد:
هر ادعایی را نباید به نام یک مدیر پذیرفت؛ منبع خبر، اعتبار آن و سند پشت ادعا باید بررسی شود.
چه کسانی از التهاب در پردیس سود میبرند؟
پرسش اصلی همینجاست.
پتروشیمی پردیس یکی از مجموعههای مهم صنعت پتروشیمی کشور است و ثبات مدیریتی و تمرکز عملیاتی آن، موضوعی فراتر از اختلافات فردی یا جناحی است.
اگر نقدی به عملکرد مهندس قنبریان وجود دارد، مسیر روشن است؛ گزارش رسمی ارائه شود، اعداد بررسی شوند، کارشناسان اظهارنظر کنند و مدیرعامل نیز پاسخ دهد.
اما اگر به جای این مسیر، صفحات جعلی، مطالب توهینآمیز، روایتهای ناشناس و ادعاهای فاقد سند وارد میدان شوند، این پرسش کاملاً طبیعی است که:
هدف از این حجم از حاشیهسازی چیست؟
روابط عمومی پتروشیمی پردیس در اطلاعیه دیگری نیز اعلام کرده بود که فعالیت صفحات جعلی و انتشار مطالب بیاساس با هدف ایجاد فضای ملتهب و القای اختلافات ساختگی انجام میشود و پیگیری حقوقی موضوع را در دستور کار قرار داده است. (پتروشیمی ها)
بنابراین انتظار میرود اگر کسی مدعی وجود تخلف یا ایراد مدیریتی است، به جای بازی با افکار عمومی، سند خود را روی میز بگذارد.
مدیری که پاسخ خود را در میدان صنعت میدهد
یکی از مهمترین ویژگیهای مدیر صنعتی، آن است که به جای گرفتار شدن در حاشیهها، تمرکز خود را بر میدان واقعی کار بگذارد.
قنبریان نیز در مواضع رسمی خود بر تولید پایدار، صادرات، بهرهوری و استفاده از ظرفیتهای شرکت تأکید داشته است. در تیرماه ۱۴۰۵ نیز مدیرعامل پتروشیمی پردیس اعلام کرد که با وجود محدودیتهای مقطعی، زنجیره تولید و صادرات شرکت حفظ شده و بازگشت به ظرفیت کامل تولید در اولویت قرار دارد. (پتروشیمی ها)
این همان جایی است که عملکرد واقعی مدیران باید سنجیده شود.
مدیر صنعتی را نمیتوان با تعداد پستهای فضای مجازی ارزیابی کرد؛ باید دید در اتاق فرمان تولید چه تصمیمی گرفته، در بحران چگونه ایستاده، با کارکنان چگونه رفتار کرده، برای بازار صادراتی چه برنامهای داشته و چگونه توانسته منافع شرکت و سهامداران را دنبال کند.
سرمایه اصلی قنبریان؛ تجربه و تخصص
اگر قرار باشد یک مدیر صنعتی را با چند واژه توصیف کنیم، درباره قنبریان میتوان از تجربه، تخصص، تعهد و شناخت میدان سخن گفت.
مدیری که سالها در بخشهای مختلف صنعت پتروشیمی فعالیت کرده، با پیچیدگیهای تولید و بازار آشناست و مسیر مدیریتی خود را در مجموعههای مختلف پیموده، سرمایهای انسانی برای صنعت محسوب میشود.
چنین مدیری را باید نقد کرد، اما نباید تخریب کرد.
باید از او پاسخ خواست، اما نباید بدون سند برای او حکم صادر کرد.
باید عملکردش را زیر ذرهبین برد، اما نباید اجازه داد شایعه جای واقعیت را بگیرد.
پردیس به مدیر نیاز دارد، نه حاشیه
پتروشیمی پردیس برای ادامه مسیر خود بیش از هر چیز به آرامش، ثبات، تخصص و تمرکز نیاز دارد.
کارکنان این مجموعه باید بدانند مدیریت شرکت بر مدار برنامه و تولید حرکت میکند؛ سهامداران باید بتوانند عملکرد شرکت را از مسیر گزارشهای رسمی ارزیابی کنند و افکار عمومی نیز باید بتواند میان خبر واقعی و روایتسازی تفاوت قائل شود.
در چنین شرایطی، حمایت از مدیریت به معنای بستن راه نقد نیست؛ بلکه به معنای دفاع از حقِ نقد مستند و حرفهای در برابر تخریب و شایعه است.
قنبریان نیز مانند هر مدیر دیگری باید پاسخگوی عملکرد خود باشد؛ اما این پاسخگویی باید در برابر اسناد، گزارشها و شاخصهای واقعی باشد، نه در برابر مطالبی که حتی انتساب آنها به مدیرعامل از سوی روابط عمومی شرکت تکذیب شده است.
امروز، بیش از همیشه، باید به عملکرد نگاه کرد
پتروشیمی پردیس به عنوان یکی از مجموعههای مهم تولیدی کشور، نیازمند مدیرانی است که در بزنگاهها تصمیم بگیرند، در میدان بایستند و مسئولیت بپذیرند.
قنبریان با کارنامهای طولانی در صنعت پتروشیمی، آمده است تا توان مدیریتی و تجربه خود را در خدمت یکی از مهمترین مجتمعهای تولید اوره و آمونیاک کشور قرار دهد.
ممکن است درباره هر تصمیم مدیریتی نقدهایی وجود داشته باشد؛ این حق کارشناسان و رسانههاست.
اما آنچه پذیرفتنی نیست، تبدیل نقد به تخریب و تبدیل پرسش به اتهام است.
اگر سندی هست، منتشر کنید.
اگر نقدی هست، مستند بیان کنید.
اگر ایرادی هست، کارشناسی کنید.
اما اگر چیزی جز شایعه و روایتسازی در دست نیست، چرا باید افکار عمومی قربانی شود؟
و اینجاست که پرسش نخست دوباره خود را نشان میدهد:
تخریب مهندس قنبریان با کدامین هدف؟
چه کسانی از تضعیف جایگاه یک مدیر باتجربه و ایجاد حاشیه در یکی از مهمترین مجتمعهای پتروشیمی کشور سود میبرند؟
آیا مسئله واقعاً عملکرد قنبریان است یا منافع دیگری پشت این موجها قرار دارد؟
پاسخ این پرسشها را باید با سند و شفافیت روشن کرد؛ اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت:
مدیران صنعتی را باید در میدان صنعت سنجید، نه در میدان شایعه.
قنبریان نیز اگر قرار است ارزیابی شود، باید کارنامهاش روی میز باشد؛ کارنامهای که باید با شاخصهای تولید، صادرات، بهرهوری، سودآوری، توسعه و رضایت سرمایه انسانی سنجیده شود.
در نهایت، صنعت پتروشیمی بیش از آنکه به هیاهو نیاز داشته باشد، به مدیران متخصص، متعهد، باتجربه و اهل کار نیاز دارد؛ مدیرانی که به جای گرفتار شدن در حاشیه، مسیر تولید و توسعه را دنبال کنند.
و شاید بهترین پاسخ به تمام این حاشیهها همان باشد که خود صنعت به زبان بیپیرایه عملکرد میگوید:
در صنعت، این کارنامه است که سخن میگوید؛ نه شایعه.