
نوای جنوب:آنچه باید مورد توجه دولت و شخص رئیسجمهور قرار گیرد، مدیریتی است که پشت این اعداد ایستاده است.

نوای جنوب:مدیران کاربلد، شجاع و نتیجهگرا، همان سرمایهای هستند که میتوانند فردای اقتصاد ایران را بسازند
در روزهایی که صنعت پتروشیمی ایران یکی از دشوارترین دورههای فعالیت خود را پشت سر گذاشته است؛ از محدودیتهای تحریمی و دشواری نقلوانتقال پول گرفته تا ناترازی انرژی، محدودیت خوراک، افزایش هزینهها، مشکلات حملونقل و فروش صادراتی و تنشها و جنگهایی که مستقیماً بر تولید و تجارت کشور سایه انداختهاند، انتشار عملکرد مالی برخی شرکتهای پتروشیمی حامل پیامی مهمتر از چند عدد در صورتهای مالی است؛ در سختترین شرایط نیز میتوان نتیجه ساخت، به شرط آنکه مدیریت حرفهای، شجاع و تصمیمگیر در رأس بنگاه قرار داشته باشد.
بر اساس آمار منتشرشده درباره صورتهای مالی سالانه حسابرسیشده سال مالی ۱۴۰۴، شرکتهایی همچون پتروشیمی نوری، پردیس، پارس، مارون و آریاساسول در زمره سودآورترین شرکتهای این صنعت قرار گرفتهاند و پتروشیمی نوری با سود خالص حدود ۳۳.۵ همت در صدر این فهرست قرار گرفته است.
اما اهمیت این اعداد صرفاً در میزان سود نیست.
آنچه باید مورد توجه دولت و شخص رئیسجمهور قرار گیرد، مدیریتی است که پشت این اعداد ایستاده است.
پتروشیمی نوری نمونه قابل تأملی در این زمینه است. فعالیت در زنجیره آروماتیکها و تولید و فروش بخش قابل توجهی از محصولات مایع، آن هم در بازاری که پیچیدگیهای لجستیکی، حمل، ذخیرهسازی و صادرات آن قابل مقایسه با بسیاری از محصولات دیگر پتروشیمی نیست و حاشیه سود آن نیز با محدودیتهای جدی روبهروست، سبب میشود دستیابی به چنین عملکردی در شرایط دشوار اقتصادی و تجاری کشور، صرفاً یک اتفاق حسابداری تلقی نشود.
پشت یک عملکرد ممتاز، باید به دنبال تصمیمهای ممتاز، تیمهای حرفهای و مدیرانی گشت که توانستهاند در میدان واقعی اقتصاد نتیجه بگیرند.
جناب آقای رئیسجمهور؛
یکی از مهمترین مسائل امروز اقتصاد ایران، فقط کمبود سرمایه، فناوری یا منابع ارزی نیست؛ مسئلهای شاید مهمتر، شناسایی، حفظ و بهکارگیری مدیران متخصص، پاکدست، جسور، کاربلد و نتیجهگراست.
کشور نباید برای یافتن چنین مدیرانی از نقطه صفر آغاز کند. کارنامه آنان مقابل چشم ماست.
کدال میتواند یکی از آیینههای ارزیابی عملکرد مدیران اقتصادی کشور باشد.
دولت میتواند با بررسی چندساله عملکرد شرکتها، میزان رشد تولید و فروش، سودآوری عملیاتی، صادرات، ارزآوری، توسعه طرحها، کنترل هزینهها، بهرهوری سرمایه، مدیریت بحران و مقایسه عملکرد شرکتها با شرایط واقعی صنعت، مدیرانی را که توانستهاند در میدان عمل ارزش خلق کنند شناسایی کند.
البته یک عدد سود بهتنهایی معیار قضاوت درباره یک مدیر نیست؛ اما مجموعهای از شاخصهای شفاف و قابل اندازهگیری میتواند به جای روابط، سلایق و تغییرات پیدرپی مدیریتی، مبنای شکلگیری یک نظام ملی شناسایی و پرورش مدیران اقتصادی قرار گیرد.
آقای رئیسجمهور؛
اگر ایران برای میادین ورزشی استعدادیابی میکند، برای حساسترین میدان اقتصادی خود نیز باید استعدادیابی مدیریتی داشته باشد.
مدیر موفق یک مجتمع بزرگ پتروشیمی تنها مدیر یک کارخانه نیست. او در عمل با تولید، تجارت بینالملل، بازارهای صادراتی، تأمین مالی، انرژی، فناوری، منابع انسانی، لجستیک، تحریم و مدیریت بحران درگیر است. چنین مدیری، اگر در یک فرآیند حرفهای ارزیابی و پرورش یابد، میتواند فردا مسئولیتهای بسیار بزرگتری در اقتصاد ملی بر عهده بگیرد.
این مدیران باید دیده شوند؛ نه آنکه با هر تغییر سیاسی، کنار گذاشته شوند.
باید ارزیابی شوند؛ نه بر اساس روابط، بلکه بر اساس عملکرد.
باید از آنان حمایت شود؛ نه برای مصونیت از پاسخگویی، بلکه برای شجاعت در تصمیمگیری.
و مهمتر از همه، باید از تجربه آنان برای سیاستگذاری اقتصادی کشور استفاده شود.
پتروشیمی مهمترین صنایع ارزآور ایران و یکی از ستونهای اصلی اقتصاد غیرنفتی کشور است. نجات و توسعه این صنعت صرفاً با بخشنامه و تغییر ساختار اداری اتفاق نمیافتد. صنعتی با این ابعاد به مدیرانی نیاز دارد که بازار جهانی را بشناسند، زبان تولید و تجارت را بفهمند، در بحران تصمیم بگیرند و مسئولیت تصمیم خود را نیز بپذیرند.
از این رو پیشنهاد میشود ریاستجمهوری با همکاری وزارت نفت، وزارت اقتصاد، سازمان بورس، شرکت ملی صنایع پتروشیمی و مجموعههای تخصصی مستقل، بانک مدیران ممتاز صنعت پتروشیمی و صنایع راهبردی کشور را بر پایه شاخصهای شفاف عملکردی ایجاد کند.
مدیران موفق امروز باید وارد فرآیند نظاممند شناسایی، ارزیابی، جانشینپروری و تربیت برای مسئولیتهای بزرگتر شوند و همزمان از ظرفیت آنان در شوراهای تخصصی و تصمیمسازیهای کلان صنعت استفاده شود.
دولت همچنین باید فضای لازم را فراهم کند تا مدیر حرفهای در چارچوب قانون، برای اتخاذ تصمیمهای بزرگ و بهموقع احساس امنیت مدیریتی داشته باشد. مدیری که قرار است در شرایط تحریم، جنگ، ناترازی انرژی و رقابت منطقهای یک مجموعه چندمیلیارددلاری را اداره کند، نمیتواند با دستهای بسته و هراس دائمی از تصمیمگیری، معجزه کند.
حمایت از مدیر موفق به معنای صدور چک سفیدامضا نیست؛ حمایت واقعی یعنی اختیار متناسب با مسئولیت، ارزیابی مستمر، پاسخگویی شفاف و پشتیبانی از تصمیم حرفهای.
امروز صورتهای مالی شرکتهای موفق پتروشیمی فقط گزارش سود و زیان نیستند؛ این گزارشها میتوانند بخشی از نقشه استعدادهای مدیریتی اقتصاد ایران باشند.
شاید بزرگترین سرمایهای که در سالهای آینده بتواند صنعت پتروشیمی و اقتصاد ایران را از بخشی از مشکلات موجود عبور دهد، نه در مخازن زیرزمینی و نه در حسابهای ارزی، بلکه در تجربه و جسارت مدیرانی باشد که آموختهاند چگونه در دشوارترین شرایط، تولید کنند، بفروشند، ارزآوری داشته باشند و ارزش اقتصادی خلق کنند.
آقای رئیسجمهور؛ این مدیران را شناسایی کنید، محک بزنید، حفظ کنید، پرورش دهید و به آنان میدان بدهید.
کشوری که مدیران موفق خود را بهموقع شناسایی و برای مسئولیتهای بزرگتر آماده نکند، ناچار خواهد شد هزینه سنگین آزمونوخطای مدیریتی را بارها و بارها بپردازد.
پتروشیمی ایران پیش از هر چیز به ثبات، تخصص، جسارت و مدیریت حرفهای نیاز دارد؛ و مدیران اثباتشده این صنعت میتوانند بخشی از سرمایه انسانی لازم برای ساختن فردای اقتصاد ایران باشند