
ش راهبردی صنعت پتروشیمی در اقتصاد کشور، مدیران موفق و تحولآفرین این صنعت نیز بیش از گذشته در معرض موجی از هجمههای رسانهای و عملیات روانی قرار گرفتهاند. پدیدهای که بسیاری از کارشناسان از آن با عنوان «تخریب ترکیبی» یاد میکنند

نوای جنوب:در سالهای اخیر، همزمان با افزایش نقش راهبردی صنعت پتروشیمی در اقتصاد کشور، مدیران موفق و تحولآفرین این صنعت نیز بیش از گذشته در معرض موجی از هجمههای رسانهای و عملیات روانی قرار گرفتهاند. پدیدهای که بسیاری از کارشناسان از آن با عنوان «تخریب ترکیبی» یاد میکنند؛ فرآیندی که در آن روایتسازی، شایعهپراکنی، بزرگنمایی نقاط ضعف و نادیده گرفتن دستاوردها، در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا اعتماد عمومی نسبت به مدیران و مجموعههای موفق کاهش یابد.
در این میان، بخشی از این جریان در فضای مجازی توسط بلاگرها و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور دنبال میشود؛ صفحاتی که عمدتاً با انتشار محتوای احساسی، روایتهای یکسویه و گاه بدون ارائه مستندات کافی، تلاش میکنند تصویری منفی از عملکرد مدیران و صنایع راهبردی کشور ارائه دهند. اما پرسش اساسی اینجاست که چنین روایتهایی چگونه در داخل کشور بازنشر و تقویت میشوند؟
واقعیت آن است که در هر فضای رقابتی، اختلاف دیدگاه، نقد و حتی مخالفت امری طبیعی است. با این حال، زمانی که رقابتهای اقتصادی، منافع شخصی، اختلافات سازمانی یا انگیزههای سیاسی باعث شود اخبار ناقص یا تحلیلهای غیرمستند به سرعت بازنشر شوند، زمینه برای شکلگیری یک عملیات رسانهای گسترده فراهم میشود؛ عملیاتی که مرز میان نقد سازنده و تخریب هدفمند را کمرنگ میکند.
کارشناسان ارتباطات معتقدند موفقیت یک مدیر، بهویژه در صنایع بزرگ و سرمایهبر، همواره ذینفعان و منتقدان متعددی ایجاد میکند. هرچه پروژهها بزرگتر، سرمایهگذاریها گستردهتر و تصمیمات اثرگذارتر باشند، احتمال شکلگیری جریانهای مخالف نیز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، کوچکترین حاشیه میتواند به سوژهای برای تولید محتوا، بازنشر گسترده و فضاسازی رسانهای تبدیل شود.
از سوی دیگر، الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز معمولاً محتوای جنجالی و احساسی را بیش از گزارشهای کارشناسی و مستند در معرض دید مخاطبان قرار میدهد. همین موضوع باعث میشود یک ادعای اثباتنشده یا یک روایت ناقص، در زمانی کوتاه هزاران بار بازنشر شود، در حالی که پاسخهای رسمی یا گزارشهای مستند کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
بیتردید، مدیران موفق نیز مانند هر مدیر دیگری از نقد بینیاز نیستند و شفافیت، پاسخگویی و ارائه گزارش عملکرد، لازمه مدیریت حرفهای است. اما تفاوتی بنیادین میان نقد مسئولانه و تخریب سازمانیافته وجود دارد. نقد بر پایه سند، منطق و ارائه راهکار شکل میگیرد؛ در حالی که تخریب، معمولاً بر هیجان، شایعه، برچسبزنی و القای بیاعتمادی استوار است.
در شرایطی که صنعت پتروشیمی یکی از موتورهای اصلی تولید، صادرات، ارزآوری و اشتغال کشور به شمار میرود، حفظ فضای نقد منصفانه و جلوگیری از تبدیل اختلافات به جنگ رسانهای، ضرورتی انکارناپذیر است. اعتماد عمومی، سرمایهای است که بهسادگی به دست نمیآید و هرگونه انتشار اخبار غیرمستند یا قضاوتهای شتابزده میتواند این سرمایه را تحت تأثیر قرار دهد.
آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، رجوع به اطلاعات مستند، گزارشهای رسمی، ارزیابیهای تخصصی و پرهیز از داوری بر مبنای فضای هیجانی شبکههای اجتماعی است. مدیران موفق باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند و منتقدان نیز مسئولیت دارند نقدهای خود را بر پایه واقعیت، انصاف و شواهد معتبر مطرح کنند. تنها در چنین فضایی است که مرز میان مطالبهگری و تخریب روشن باقی خواهد ماند و مسیر توسعه صنایع راهبردی کشور از حاشیهسازیهای فرسایشی مصون خواهد ماند.